X
تبلیغات
همه از مرگ میترسن من از رفیق نامرد!

همه از مرگ میترسن من از رفیق نامرد!

[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 15:34 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


دوست دارم

.......دوست دارم
.........دوست دارم
...........دوست دارم
..............دوست دارم
.................دوست دارم
..................دوست دارم
....................دوست دارم
......................دوست دارم
........................دوست دارم
..........................دوست دارم
......................دوست دارم
..................دوست دارم
................دوست دارم
.............دوست دارم
...........دوست دارم
.........دوست دارم
.......دوست دارم
.....دوست دارم
.......دوست دارم
.........دوست دارم
...........دوست دارم
.............دوست دارم
...............دوست دارم
.................دوست دارم
...................دوست دارم
.....................دوست دارم
.......................دوست دارم
.........................دوست دارم
...........................دوست دارم
.........................دوست دارم
.......................دوست دارم
.....................دوست دارم
..................دوست دارم
................دوست دارم
..............دوست دارم
............دوست دارم
..........دوست دارم
......دوست دارم
_____________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥

╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬♥═╬

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 18:28 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


♥رفتـــــــــــــــــــــــ،♥

یکــــــــــــــ، نـــــــفر آمـــــــدصـــــــدایم  کرد و رفتـــــــــــــ،

 با صـــــــدایش آشنایم  کرد و رفتــــــــــــــ،

نوبتــــــــــ، تلـــــــخ

♥رفــــــــــــــــاقتــــــــــــــــــ،♥

 کہ رسید

 ناگــــــــــــــــــــــہان

жتـــــــــــــــــنہاж

رهایم کرد و رفتــــــــــــــــــ،

 

[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 14:31 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


♥خيلےسختہ♥

♥خيلےسختہ كہ عزيزترين كست ازت بخوادكہ فراموشش كنے

♥خيلےسختہ كہ سالگردآشنايےباعشقت روبدون حضورخودش جشن بگيرے

♥خيلےسختہ كہ روزتولدت همہ بہت تبريك بگن جزءاونےكہ بخاطرش زندھ اے

♥خيلےسختہ كہ غرورت رو بخاطريہ نفربشكنےبعدبفہمےدوستت ندارھ

♥خيلےسختہ همہ چيزت روبخاطريہ نفرازدست بدےاما اون بگہ ديگہ نمےخوامت♥:-(

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 23:42 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


یک جلوش تا بی نهایت صفر

وقتی برای خودت زندگی می کنی ؛

وقتی بخوای فقط برای "خودت" باشی، تنها باشی ؛

وقتی بخوای فقط با صفرها باشی؛

عمر تو، مثل یک خط منحنی، روی خودت دور می زنه.

مثل صفر، باز از آخر می رسی به اول !

می مونی ! می گندی! مثل مرداب! مثل حوض! بسته میشی! مثل دایره!

مثل "صفر"...

***

اما اگر جلو "یک" بنشینی ؛

اگر بخوای فقط برای یک باشی ؛

از پوچی و از تنهایی در بیای ؛

همنشین "یک" بشی ؛

باید برای دیگران زندگی کنی !

عمر تو، مثل یک خط افقی، پیش میره .

مثل راه ! مثل رود‌ !

وقتی از "خودت" دور بشی ، از آخر، به آبادی می رسی . مثل راه...

از آخر، میریزی به دریا . مثل رود ...

 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 18:4 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


تقدیر را باور نکن !

بر روی بوم زندگی

هر چه که میخواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست

تقدیر را باور نکن!

تصویر اگر زیبا نبود

نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن

تصویر را باور نکن...

خالق تو را شاد آفرید

آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو

زنجیر را باور نکن...

[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 22:47 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


بدون شرح

هیچ چیزی خوب تر از آن نیست که کسی را داشته باشید که ...

جزء جزء شما را تحسین کند ...

شما را در سخت ترین لحظات بپذیرد ...

وقتی گرفتار می شوید یاریتان کند ...

در هر شرایطی دوستتان بدارد و به خاطر داشتن شما احساس خوشبختی نماید .

 

 

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 ] [ 1:45 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


 

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی

و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و...

و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

بانوی دریای من...

کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت

کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

 

[تصویر:  www.roozgozar.com-880.gif]

[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 17:49 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


ای نارفیق !!!

 

تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم

هیچکس مرا به یاد نمی آورد

این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی

و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم

 

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 19:39 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


خانه عاشق کجاست ؟

حس آن ته سیگار مچاله

حس آن شاخه شکسته روی زمین

حس بیمار در کما رفته

حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین

حس تنهایی و رخوت

حس جان دادن تو خلوت

حس مرگ دارم امشب …

 

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 19:36 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


الفبای عشق...

لج می کنم و بد اخلاق میشم

نه چیزی می بینم  نه چیزی می شنوم نه چیزی می گم

دست خودم که نیست تو که نباشی

زندگی باید به کام من تلخ بشه

 

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 19:34 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


هنوزم جات خالیه پیشم

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبودنت آزارم میدهد.....

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان.......

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار.......

لمس کن لحظه هایم را......

تویی که نمی دانی من که هستم،

لمس کن این با تو نبودن ها را

لمس کن......

[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 1:33 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


کارت پستال های دیدنی

سلام دوستان

بازم اومدم با یه سری کارت پستال

دیگه نمی دونم خوشتون میاد یا نه ؟؟؟

شمایی که لطف میکنید میاد سر میزنید

،که قدمتون رو چشم

،خواهشا" نظر بدید .

 

برای دیدن کارت پستالها به ادامه مطلب رجوع کنید.

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 20:35 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


مهم نبود برای من
که تو با من چه می کنی
بیا ببین

برای تو
من با خودم چه می کنم

[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 21:11 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


خدایا چقدر خیانت ؟؟؟

خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ،
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ،
هرگز تبرئه ای نیست
آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …

 

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 0:1 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


هرگز نمی بخشمت ...

نفرین به تو که با زیباترین نقاب به چهره  دوست درامدی. نفرین بر آن مرامی که اینگونه  به اعتمادم خیانت کرد.
 نمیبخشمت

کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود ، کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود .

بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند ، مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند.

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست
به خیانتکاری چون تو دیگر  هرگز اعتماد نخواهم کرد.

 

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:57 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


بازم خیانت در عشق

خیانت کرده ای آری
ولی گویم نفهمیدی
بدی از کار من بوده
که تو اینگونه رنجیدی
ز تو قدیس تر هرگز
ندیدم من به جان تو
تو گریه می کنی اما
گمانت هست که خندیدی
وفا را من ز تو دیدم
به اسم بی وفائیها
همین بود آنجه من کردم
همان بود آنچه تو دیدی
چرا بازی کنی با من
 
خیانت از توئی هرگز
فقط یک لحظه دور از من
به یک بیگانه خندیدی

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:29 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


می روی ...................

می روی و در بیراهه ی  خیانت گم میشوی
می روی و هر قدمت آفتی است و هر نگاهم شکایتیست
هراس بر وجودم چنگ می زند
مرغ شوم بر ویرانه ها می خواند
سیاهی جان می گیرد
و سایه چرکین  خیانت تمامی سطح آبی قلبم را می پوشاند
باتلاق رذالتها تو را می بلعد و تو نیز تمامی روشنی ها را
ومن تنهاتر از هر غروب دیگری دست بر تن خاک می کشم

و بنگر بر زبانه های آتش درونم که به کبریت تو جان گرفت و

جانم سوزاند

 

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:23 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


رسم غفلت ...

شادیت را ز دور میبینم
بانگ خندان صدایت
بر دلم میکوبد
چه صدای زشتی
چه نوای شومی
مشت بی رحم  خیانت
به سرم میکوبد
من از این درد به خود میپیچم
همچو کرمی زخمی
چشم مست تو برای دگری میخندد
و برای من ِ عاشق
درد بی رحم سیاهی ست
که بر این جان ترک خورده روان میسازی
چشم غمگین دلم پر خون است
دل من میشکند از
یاد آن ایّامی
که به روی پدرم جوشیدم
به تن ِ پیر ِ چروکیدۀ او
رخت غم پوشیدم
رسم غفلت این است
گله ای از تو ندارم هرگز
هستیم را به تو بخشیدم لیک

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:15 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


خیانت

خیانت دیدم و گفتم :تلافی می کنم من هم

اگر با دیگری باشم ، سبکتر می شود دردم

خیانت کردم اما تو ، زمن از طعنه پرسیدی:

چرا با این که بیزاری دچار شک و تردیدی ؟

خیانت کردی و چون ابربه شکم گریه باریدم

خیانت کردم و اشکی به چشمانت نمیدیدم

تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم

درونت از غمم خالیست خیانت من به خود کردم

گناهت گردنم مانده چه تاوانی که پس دادم

چه کردم من با خیلاتم ،نخواهد رفت از یادم

 

 

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 22:50 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


کارت پستال های خففففففففففففن ...

 

دوستای با معرفت و با مرام یه سری کارت پستال براتون گذاشتم

 از نامردی تو عشق و رفاقت ...

 اگه دیدید نظرتون رو  درباره ی نامردی بنویسید ...

دوستون دارم   

 

عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته
بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمیگیرم

از دل


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 15:24 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


نامرد روزگار!

 

 

خنجر از پشت...

راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم

دیوانه نیستم

خنجر از پشت خورده ام

  


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 14:2 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


رفیق نامرد!!!

 

رفیق نامرد!!!

 

وقتی رو در رو با من حرف می زنی

ازپشت خنجر نزن

رفاقتی بکش!

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 12:10 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]


نا رفیق!!!

 

ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی .

سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مرديت را

خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود!!!

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 11:22 ] [ کامبیز عسکری ] [ ]